>

تنهاترین ستاره
نويسندگان
لينک دوستان

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

نظرسنجی

ديدگاه شمادرموردوبلاگ تنهاترين ستاره چيست ؟
عالى
خيلى خوب
خوب
متوسط
ضعيف



جستجو

دوستان من


چکیده مطالب

بسم الله الرحمن الرحیم

 

(مقدمه)

تانیست غیبتی  نبود لذت حضور     ازدست غیبت توشکایت نمی کنم

سیدبن طاووس رحمه الله درکتاب (مهج الدعوات)روایت کرده که فرموده انددرعصرغیبت چنین دعاکنید.

 

(اَلّلهُمَّ اَنتَ عَرَّفتَنیِ نَفسَکَ وَعَرَّفتَنیِ رَسُولَکَ وَعَرَّفتَنیِ مَلائِکَتَکَ وَعَرَّفتَنیِ نَبیِِّکَ وَعَرَّفتَنی وُلاتَ أَمرِکَ.

الّلهُمَّ لاَآخِذُاِلّاماَاَعطَیتَ وَلَا اَوقَی اِلَّامَاوَقَیتَ .اَلّلَهُمَّ لاَتُغَیَّبنیِ عَن مَنازِلِ اَولِیائِکَ وَلاَتُزِغ قَلبِی بَعدَ اِذهَدَیتَنیِ

الّلهُمَّ اهدِنیِ لِوِلاَیَهِ مِن فَرَضتَ طَاعَتَهُ(

خدایا:توخودت وفرستاده ات وفرشتگانت وپیغمبرت ووالیان امرت رابه من شناساندی ،خدایا!من نگیرم جزانکه توعطا کنی وهیج نگهدارنده ای جزتوبرایم نیست .خدایا!مراازمنازل دوستانت دورمگردان ودلم راپس ازان که هدایت کرده ای،منحرف منمای ،خدایا!مرابه ولایت کسی که اطاعتش رابرمن ساخته ای ،هدایت فرمای .   ای دوست اگرجان طلبی جان به تو بخشم     ازجان چه عزیز است بگو ان به تو بخشم

 

 


موضوعات مرتبط: راز غیبت
[ جمعه هجدهم اردیبهشت 1394 ] [ 17:2 ] [ سیده ضیاءتبار ]

براي کسب معرفت از راههاي زير ميتوان بهره برد که هر يک ديگري را کامل ميکند:
الف. راه عقل؛ اگر انسان کمي انديشه کند درمييابد براي رسيدن به سعادت و نيل به هدف از خلقت خود، نياز به راهنمايي از طرف خداوند دارد. پس بايد از طرف خداوند افرادي براي رساندن پيام خداوند(نبوت و رسالت) انتخاب شوند. از اين رو، عقل در مييابد نياز به وحي و بعثت انبياء دارد.
انسان علاوه بر آن که نياز به وحي و ابلاغ آن به وسيله انبياء دارد همچنين به تعليم و تبيين آن توسط آنها نيز نيازمند است، زيرا از يک طرف، وحيهاي الهي در بسياري از موارد حالت کلي دارد و از طرف ديگر عقل بشر محدود بوده و توانايي درک درست و کامل وحيها را ندارد. بر اين اساس، انسان نيازمند فرمايشات و توضيحات انبياء ميباشد.
گفتني است انسان علاوه بر جسم، داراي روح است که شخصيت اصلي او را تشکيل ميدهد. روح نيز همچون جسم داراي نيازمنديها بوده و گرفتار آفتها و بيماريها ميشود.
روح اگر بخواهد رشد و تعالي پيدا کند بايد تحت تربيت قرار گرفته و تزکيه شود، نيازهاي معنوي او تامين شود، آفتهايي که به آن دچار شده و يا ممکن است دچار شود شناسايي شده و با آن مبارزه شود. اين مهم(رفع نيازها و مبارزه با آفتها) فقط در سايه تربيت يک مربي پاک امکان دارد. از اين رو خداوند تزکيه و طهارت نفوس را وظيفه انبياء شمرده است و در قرآن ميفرمايد: " لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ"(آل عمران،164).
با بعثت آخرين پيامبر و رسول خدا حضرت محمد(ص) پيامهايي که بايد از طرف خداوند نازل ميشد فرستاده شد و در اختيار انسان قرار گرفت که همان قرآن کريم بود. و تا زماني که پيامبر در ميان مردم بود به مقدار استعدادها و تواناييهاي مردم آن زمان دين را برايشان تبيين کرد و به تزکيه نفوس پرداخت. البته تبيين دين پيامبر بر اساس علوم الهي بود که پيامبر در اختيار داشت و به جهت داشتن عصمتي که داشت ارشاد و تزکيه مردم را انجام ميداد.
عقل ميگويد: بعد از رحلت پيامبر(ص) نيز بايد فردي مانند او (عالم به علم الهي و معصوم از هر خطا) باشد تا وظيفه تبيين دين و تزکيه مردم را به عهده بگيرد. پس بايد در هر زمان انسان عالم و معصومي همچون پيامبر باشد تا انسان به واسطه هدايتها و ارشادات او راه کمال را بپيمايند. اما اينکه چنين فرد چه کسي ميتواند باشد بايد از پيامبر پرسيد، زيرا ما توانايي شناخت انسان عالم معصوم را نداريم.
پس راه نقل(استفاده از گفتار) را بايد مورد بررسي قرار دهيم.
ب. راه نقل؛ در احاديثي که از پيامبر(ص) (و همچنين از پيشوايان معصوم) به ما رسيده است علاوه بر تاکيد بر نياز انسان به عالم معصوم، افرادي که بعد از پيامبر عهده دار خلافت و جانشيني پيامبر عهدهدار خلافت و جانشيني پيامبر هستند معرفي شدهاند، از جمله در حديث معروف ثقلين پيامبر فرمود: من دو شيء گرانبها در ميان شما ميگذارم يکي کتاب خدا و ديگري اهل بيتم، اگر به اين دو تمسک کنيد(و از آنها پيروي کنيد) هرگز گمراه نميشويد، اين دو هرگز از هم جدا نميشوند تا در حوض(کوثر در قيامت) بر من وارد شوند.
طبق اين حديث بايد هميشه يک نفر از اهل بيت که عالم کامل و معصوم است در کنار قرآن باشد(چون قرآن درياي علم بوده و از هر خط دور است).
و در حديث معروف ديگر پيامبر فرمود: خلفا و جانشينان من دوازده نفرند.
طبق اين حديث آن اهل بيت که در کنار قرآن هستند دوازده نفر خواهند بود.
و در احاديث متعدد ديگر خداوند نام اين دوازده نفر را ذکر کرده است. به عنوان نمونه، وقتي آيه " أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ" نازل شد، از پيامبر در مورد اولي الامر سؤال شد که که آنان چه کساني هستند؟ پيامبر آنان را معرفي کرد که اول آنها علي بن ابيطالب است و سپس نام باقي امامان را تا امام مهدي(ع) فرمود.
پس ما به کمک عقل و نقل فهميديم که امام زمان(ع) که در کنار قرآن قرار دارد و عالم به علم الهي و معصوم است همان امام مهدي(ع) است.
البته ما بايد با تفکر بيشتر و با استفاده از روايات، ادعيه و زيارات معرفت خود را نسبت به امام و مقام او بيشتر و عميقتر کنيم.
گفتني است اگر انسان سعي کند ايمان را در خود تقويت کند و به وظايف ديني عمل کند خداوند عنايت بيشتري به او کرده و او را در شناخت بهتر و کاملتر امام کمک ميکند.
ب. از راههاي مختلف ميتوان فهميد که انسان چه مقدار از معرفت به امام را پيدا کرده است از جمله:
ـ چه مقدار به او محبت دارد و به ياد اوست؛
ـ در مقابل شبهات تا چه اندازه خود را ميتواند حفظ کند و عقيده صحيح خود را از دست ندهد.
ـ به وظايف ديني چه مقدار توجه دارد و به آنها عمل ميکند.
هر اندازه که محبت و ياد امام بيشتر باشد و توجه به وظايف ديني دقيقتر و کاملتر باشد و انسان در برابر شبهات مقاوم تر باشد به همان اندازه معرفت پيدا کرده است.


موضوعات مرتبط: راز غیبت
[ یکشنبه سی ام فروردین 1394 ] [ 18:49 ] [ سیده ضیاءتبار ]

آثار صبر بر مشکلات


میخ و چکش


هنگامی­که میخ بر روی پایه­ای نصب شد، هرچه چکش بر آن ضربه وارد کند، میخ بیشتر در پایه فرومی­رود و محکم تر می شود؛ تا جایی که وجودش کاملا در پایه فانی می شود و دیگر ضربات چکش هیچ تاثیری در آن نمی کند.


مؤمن همانند میخی است که در پایه حق فرو رفته و باطل به منزله همان چکشی است که پی در پی بر مؤمن فرود می آید، و نتیجه آن بیشتر فرو رفتن مؤمن در حق و غرق شدن در وضع خود همانند میخ در پایه ، محکمتر و قرص تر می شود، تا آنجا که ضربات دیگر موثر نمی افتند.


البته گاهی مؤمنین به دلیل ضعف هایی که دارند، مانند بعضی از میخ ها کج می شوند ویا از پایه خارج میگردند ویا به همان اندازه که فرو رفته اند، باقی می مانند و این تقصیر میخ است نه پایه . ضعف اهل حق است، نه حق.

 


موضوعات مرتبط: راز غیبت
[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 23:1 ] [ سیده ضیاءتبار ]

(روز-داخل کوچه)مردی در حالیکه خیلی آرام و متین قدم برمیدارد کیسه هایی در دست دارد و به درب خانه بعضی از مردم می رود و به آنها کیسه ای میدهد .

(مرد درب خانه ای را میزند کودکی درب خانه را باز میکند مقابل درب می ایستد و به حسین بن روح نگاه میکند ).

حسین بن روح :( دستی بر سر کودک میکشد) پدرت در هست؟

کودک : (در حالی که پیراهن خود را در دهان گرفته، صدا میزند ) پدر! با شما کار دارند . مرد فقیری به در خانه میاید ، حسین بن روح را که می بیند میگوید:

سلام بر حسین بن روح نوبختی . باز هم شما! مرا خجالت می دهید .

حسین بن روح : نگران نباشید ...امامتان به فکر شماست .

مرد فقیر: امشب مجلس درس دارید؟


موضوعات مرتبط: راز غیبت
[ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ 10:38 ] [ سیده ضیاءتبار ]

جوان خوبی بود ؛ اما مدرک دانشگاه اروپایی را گرفتن ، چند سالی هم آنجا زندگی کردند ، باعث شده بود مغرور شود وفکر کند که خودش همه کاره است ودیگر نه نیازی به خدا دارد ونه به فرستاده های او .

خودش را بروز کرده بود ودین وخدا ودستوراتش را بی خیال شده بود ....

احساس راحتی می کرد از رها بودن .

آن روز که قرار بود آخری ومهمترین امتحانش را بدهد ، وسط راه دانشگاه توی اتوبان ماشین خاموش شد وهیچ کس از اروپایی ها ی مثلا با کلاس هم کمکش نکردوبه بیچارگی رسید .


موضوعات مرتبط: راز غیبت
[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ 19:28 ] [ سیده ضیاءتبار ]

هیچ کس به من نگفت که طولانی شدن غیبت شما ، به خاطر نداشتن یار است و من هم می توانم یار شما باشم .

سالها منتظر سیصدو اندی مرد است  

    آن قدر مرد نبودیم که یارش باشیم

 


موضوعات مرتبط: راز غیبت
[ شنبه هفتم بهمن 1391 ] [ 16:37 ] [ سیده ضیاءتبار ]

حقیقت غیبت امام مهدی ((علیه السلا م)) وچگونگی پنهان زیستن آن حضرت، سه دید گاه وجود دارد:


موضوعات مرتبط: راز غیبت
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 0:50 ] [ سیده ضیاءتبار ]

معنای دیگرغیبت این است که آن حضرت درمیان مردم وجامعه زندگی می کنند وحتّی بنا بر روایاتی افراد جامعه آن حضرت را رؤیت می نمایند درحالی که وی را نمی شنا سند.

امیرمؤ منان علی ((علیه السلا م))می فرماید :

«فَوَرَبِّ عَلِیٍّ إِنَّ حُجَّتَهَا عَلَیهَا قَائِمَهٌ، مَاشِیَهٌ فیِ طُرُقَاتِهَا،

دَاخِلَهُ فیِ دُورِهَا وَقُصُورِهَا ، جَوّالَهٌ فِی شَرقِ الأَرضِ وَغَربِهَا ،

تَسمَعُ الکَلَامَ وَتُسلِّمُ عَلَی اَلجَمَاعَهِ تَریَ وَ لاَ تُریَ إِلیَ الوَقتِ

وَالوَعدِ وَنِداَءِ اَلمُناَدییِ مِنَ السَّماَءِ.»[1]

(( سوگند به خدای علی ( علیه السلام))

در چنین روزی حجت خدا در میان آن هاست ، در کوچه و بازار آنها گام برمی دارد وبر خانه های آن ها وارد می شود ودر شرق وغرب جهان به سیاست می پردازد ، وگفتار مردم رامی شنود وبر اجتماعات آن ها وارد شده سلام می فرماید . او مردمان را می بیند ولی مردم تاروز معین و وقت مقر اورا نمی بینند ، تا جبرئیل میان آاسمان و زمین  بانک بر آورد وظهور اورا اعلام کند-))


موضوعات مرتبط: راز غیبت
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 0:48 ] [ سیده ضیاءتبار ]

    تانیست غیبتی  نبود لذت حضور     ازدست غیبت توشکایت نمی کنم

سیدبن طاووس رحمه الله درکتاب (مهج الدعوات)روایت کرده که فرموده انددرعصرغیبت چنین دعاکنید.

 (اَلّلهُمَّ اَنتَ عَرَّفتَنیِ نَفسَکَ وَعَرَّفتَنیِ رَسُولَکَ وَعَرَّفتَنیِ مَلائِکَتَکَ وَعَرَّفتَنیِ نَبیِکَ وَعَرَّفتَنی وُلاتَ أَمرِکَ.الّلهُمَّ لاَآخِذُاِلّاماَاَعطَیتَ وَلَا اَوقَی اِلَّامَاوَقَیتَ .اَلّلَهُمَّ لاَتُغَیَّبنیِ عَن مَنازِلِ اَولِیائِکَ وَلاَتُزِغ قَلبِی بَعدَ اِذهَدَیتَنیِالّلهُمَّ اهدِنیِ لِوِلاَیَهِ مِن فَرَضتَ طَاعَتَهُ(

خدایا:توخودت وفرستاده ات وفرشتگانت وپیغمبرت ووالیان امرت رابه من 

شناساندی ،خدایا!من نگیرم جزانکه توعطا کنی وهیج نگهدارنده ای 

جزتوبرایم نیست .خدایا!مراازمنازل دوستانت دورمگردان ودلم راپس ازان

که هدایت کرده ای،منحرف منمای ،خدایا!مرابه ولایت کسی که اطاعتش

رابرمن ساخته ای ،هدایت فرمای .  

 ای دوست اگرجان طلبی جان به تو بخشم     ازجان چه عزیز است بگو ان به تو بخشم


موضوعات مرتبط: راز غیبت
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 0:17 ] [ سیده ضیاءتبار ]
........

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم
تا کجا بی خبر از حال تو باشم
تقدیم به تنها ترین ستاره قلبم
می دانم كه كویر خلوت دلم نیاز به جرعه آبی دارد تا خود را با آن سیراب نمایم
در قلبم غوغایی است غوغای عشق تو ، می دانم كه مرا به حال خود وا نمیگذاری و مرا همیشه با خود همراه می سازی
بگذار تا به وسعت قلب پرمهرت زلالی عشقت را دست یابم وسرشار از شادی شوم
عزیز دلم می خواهم بادریچه ی نگاههای محبت آمیزت با دلی سیر به تماشایت نشینم و از عمق نگاهت سیراب شوم ؛تو در پاسخ به عشقم همیشه سكوت را اختیار كردی و هرگز به خود اجازه ندادی كه از لبانت شكوفه های عشق و محبت بیرون بیایدو بوی عطر خوش آنان مرا مدهوش كند
ای رویای دیرینه ی من بگذار باران عشقت بر من ببارد تا من در زیر این باران زیبا خود را سیراب نمایم وبرایت همچون زلیخای یوسف باشم
بگذار مروارید دل من توباشی ومن صدف .وای دریا بدان و که من او را چگونه دوست داشتم
عشق من در مهتاب آسمان دلت شعله كشید.
توی آسمون قلبم یه ستاره مونده تنها
امکانات وب
مهدویت امام زمان (عج) دانشنامه عاشورا آیه قرآن 
کد موزیک آنلاین برای وبگاه

فال حافظ

زیر باران

code]
[code/] کد های جاوا اسکریپت کد های جاوا اسکریپت