>

تنهاترین ستاره
نويسندگان
لينک دوستان

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

نظرسنجی

ديدگاه شمادرموردوبلاگ تنهاترين ستاره چيست ؟
عالى
خيلى خوب
خوب
متوسط
ضعيف



جستجو

دوستان من

دلنامه های من 

عصر جمعه و شروع دلتنگیها، این بار نه بدون بهانه که بهانه های زیادی واسه این دلتنگیهاست.یاد مادرپهلوشکسته وبازوی ورم کرده و در خاک آرمیده، یادخواهرداغدیده وبارغم ومصیبت کشیده یادسختی های دوران دیده یک زن قهرمان وعمه سادات و زخمهای ماندگار وخنجر نامردی ها ،یاد ظلم های به ناحق شده نمی شود آرام بود و به اینها فکر نکرد.این ذهن پریشان و آشفته دیگر ناتوان تر از آنست که چاره ای برای این دردها بجوید که خود نیز سخت بیمارو است.ودرفراق یار می سوزد شاید دعایی دیگر از آنان که دل در گروی عشق خدایی دارند دستی به سوی آسمان دراز نمایندو ندای فرج ناجی نماید ....


موضوعات مرتبط: دلنامه
[ جمعه پنجم آذر 1395 ] [ 17:6 ] [ سیده ضیاءتبار ]

دلنامه های من 

 

مولای من

 

می بینی ؟

 

هوای دلتنگی ام را

 

نسبتی عجیب دارد با زاویه نگاهم !

 

در دسترس چشمان که باشی ...

 

هوا خوب است ...

 

دور از دسترس که می شوی ؛

 

باران می گیرد .. !!!


موضوعات مرتبط: دلنامه
[ شنبه دهم مهر 1395 ] [ 16:31 ] [ سیده ضیاءتبار ]

یاسَیِّدی 
یا صاحِبَ الزَّمان . . . 

نامه ام تنها یک کلمه بود آن هم : 

بــــــیـــــــــــــــا ...!!! 
به امضاء که رسیدم ... 

یاد همان نامه ی معروف کوفیان به امام زمانشان.. 
دستانـــــم را بدجـــور لـرزانـــد... 

ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج 

☘اگر یک نفر را به او وصل کردی☘ 

برای سپاهش تو سردار یاری!


موضوعات مرتبط: دلنامه
[ سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1395 ] [ 16:33 ] [ سیده ضیاءتبار ]

 

نوای دل 

معلم گفت فعل را صرف کن ! 

گفتم : رفتم رفتی رفت و سکوتی کلاس را فرا گرفت ... 

بغض گلویم را فشرد ، بغضم را شکستم و گفتم : 

دلم را شکست و رفت ، غرورم را له کرد و رفت.. 

عشقم را بی رحمانه رها کرد و رفت ... 

او برای همیشه رفت ، رفت ، رفت .. 
ولی من ماندم و...........ٔ...................... 
یا که بیهوده مران نام محبت بزبان 
یا چو پروانه بسوز از غم و با درد بساز 
گفتم از آتش عشقت چه کنم گفت بسوز 
گفتم چاره این سوز بگو گفت بساز 
هر که شد معتکفم در حرم کعبه عشق 
حاش لله که شود معتکف کوی مجوس 
آنقدر حلقه زنم بر در میخانه عشق 
تا کند صاحب میخانه به رویم در باز 
رفته نگار مهربان. مانده به دل مهر رخش 
کاش. دمی نظر کند بر دل وجان خسته ام


موضوعات مرتبط: دلنامه
[ پنج شنبه بیستم اسفند 1394 ] [ 21:49 ] [ سیده ضیاءتبار ]

راهکارهاى تبليغى واموزشى

راهکارهاى تبليغى واموزشى .telegram./tiy

https://telegram.me/tableigi

 

پل نوشته من 

 

اي كاش آن اوايل كه زبان گشودم، نزديكانم مرا به گفتن يا مهدي وا مي‌داشتند. اي كاش مهد كودكم، مهد، آشنايي با تو بود. كاشكي در كلاس اول دبستان، آموزگارم الفباي عشق تو را برايم هجي مي‌كرد و نام زيباي تو را سر مشق دفترچة تكليفم قرار مي‌داد.

 

 

در دوره راهنمايي، هيچ كس مرا به خيمه سبز تو راهنمايي نكرد. در سال‌هاي دبيرستان، كسي مرا با تو ـ كه مدير عالم امكان هستي ـ پيوند نزد. در كتاب جغرافي ما، صحبتي از «ذي طوي» و «رضوي» نبود. در كلاس تاريخ، كسي مرا با تاريخ غيبت غربت و تنهايي تو آشنا نساخت.

 

در درس ديني، به ما نگفتند «باب الله» و «ديّان دين» حق تويي. دريغ كه در كلاس ادبيات، آداب ادب ورزي به ساحت قدس تو را گوش زد نكردند. چرا موضوع انشاي ما، به جاي «علم بهتر است يا ثروت»، از تو و از ظهور تو و روش‌هاي جلب رضايت تو نبود؟! مگر نه اين است كه بي تو، نه علم خوب است و نه ثروت

 

 

اي كاش در كنار انواع و اقسام فرمول‌هاي پيچيده رياضي، فيزيك و شيمي، فرمول ساده ارتباط با تو را نيز به من ياد مي‌دادند. وقتي براي كنكور درس مي‌خواندم، كسي مرا براي ثبت نام در دانشگاه معرفت و محبت امام زمان تشويق نكرد. كسي برايم تبيين نكرد كه معرفت امام نيز مراتب دارد و خيلي‌ها تا آخر عمر در همان دوران طفوليت يا مهد كودك خويش در جا مي‌زنند.

 

مولاي من! در دانشگاه هم كسي برايم از تو سخن نگفت؛ پرچمي به نام تو افراشته نبود؛ كسي به سوي تو دعوت نمي‌كرد؛ هيچ استادي برايم اوصاف تو را بيان نكرد. كاركرد دروس معارف اسلامي و تاريخ اسلام، جبران كسري معدل دانشجويان بود! نه اين كه از تبليغات مذهبي، نشست‌هاي فرهنگي،  نماز جماعت، اردوهاي سياحتي ـ زيارتي مسابقات قرآن و نهج البلاغه و...خبري نباشد.... كم و بيش يافت مي‌شود؛

 

اما در همين عرصه‌ها نيز تو سهمي نداشته‌اي و غريب و مظلوم و از ياد رفته‌اي. اينك اما در عمق ضمير خود، تو را يافته‌ام؛ چندي است با ديده دل تو را پيدا كرده ام؛ در قلب خويش گرماي حضورت را با تمام وجود حس مي‌كنم؛ گويي دوباره متولد شد‌ه‌ام.

 

آقاي من!

 

از كجا آغاز كنم؟ از خود بگويم يا از ديگران؟ از نسل‌هاي گذشته بگويم يا از نسل امروز؟ از دوستان شكوه كنم يا از دشمنان؟ از آناني بگويم كه خاطر شريف تو را مي‌آزارند؟ از آنها كه دستان پدرانه و مهربانت را خون ريز معرفي مي‌‌كنند؟

 

از آنها كه چنان برق شمشيرت را به رخ مي‌كشند كه حتي دوستانت را از ظهورت مي‌ترسانند؟ از آنها كه بر طبل نوميدي مي‌كوبند و زمان ظهورت را دور مي‌پندارند؟ از خود آغاز مي‌كنم كه هركس از خود شروع كند، امر فَرَج اصلاح خواهد شد.

 

آقا جان !

 

مي‌خوام به سوي تو برگردم. يقين دارم برگذشته‌هاي پر از غفلتم، كريمانه چشم مي‌پوشي؛ مي‌دانم توبه‌ام را قبول مي‌كني و با آغوش باز مرا مي‌پذيري. من از تو گريزان بودم؛ اما تو هم چون پدري مهربان، دورادور مرا زير نظر داشتي...

 

العفو... العفو...

 

اللهُـــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَــــــــرَج

متن از :سیده ضیاءتبار

 

 


موضوعات مرتبط: دلنامه
[ پنج شنبه بیستم اسفند 1394 ] [ 0:10 ] [ سیده ضیاءتبار ]

"قلب" 

راستش نميدانم چيست.. 

اما اين را ميدانم که فقط جاي آدم هاي خيلي خوب است..

"قلب "

چاه دلخوري نيست که به وقت بدخلقي،

سنگريزه اي بيندازي تا صداي افتادنش را بشنوي..!

"قلب"

آيينه اي ست که باهر شکستن،

چند تکه ميشود و يکپارچگي اش از هم مي پاشد..

"قلب"

قاصدکي ست که اگر پرهايش  را بچيني،

ديگر به آسمان اوج نميگيرد..

"قلب"

برکه اي ست که آرامشش به يک نگاه بهم ميخورد..

"قلب"

اگر بتواند کسي را دوست بدارد،

خوبي ها.. حتي زخم زبانهايش را

نقش ديوارش ميکند..

حال،

اينکه قلب چيست،  بماند..!

فقط اين را ميدانم..

"قلب"

وسعتي دارد به اندازه ي حضورخدا ونمايندگانش....

من مقدس تر ازقلب، سراغ ندارم..

مواظب قلب باشيم هرکى ازراه رسيده اذن دخول ندهيد 

قلبتان هميشه

 پراز عشق خدايى ♥

 


موضوعات مرتبط: دلنامه
[ جمعه ششم آذر 1394 ] [ 16:15 ] [ سیده ضیاءتبار ]

“نامه عاشقانه خداوند به تمام بندگان” 

 

سوگند به روز وقتی نور میگیرد و به شب وقتی آرام میگیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام  

 ضحی ۱تا ۳  

 

افسوس که هرکس را فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به مسخره گرفتی 

یس ۳۰ 

 

و از تمام پیامهایم روی برگرداندی 

 انعام ۴ 

 

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام

 انبیا ۸۷ 

 

و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری 

 یونس ۲۴  

 

و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری 

 حج ۷۳  

 

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من شک داشتی

احزاب ۱۰

 

تا زمین با آن وسعت بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری ، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن 

 توبه ۱۱۸


موضوعات مرتبط: دلنامه
[ سه شنبه نوزدهم آبان 1394 ] [ 20:43 ] [ سیده ضیاءتبار ]

این متن خیلی دلو میسوزونه دردودل حضرت ولی عصر با امام حسین حسین جان .... مهدی ام مهدی خسته ! دلم از بی وفایی ها شکسته ... حسین جان ... مانده ام تنهای تنها ! شده کرب و بلایم کوه و صحرا! حسین جان ... کاش من جای تو بودم ! چو یارانت بُدم گِرد وجودت ! شما گفتی ولی آنها نرفتند ... مرا یاران همه ، یک یک برفتند حسین جان سال ها در انتظارم هنوز حسرت به یاران تو دارم حسین جان انتقام نگرفته ام من به جای امّتم شرمنده ام من حسین جان هر آنچه عمه ام زینب(س) کشیده بود هر صبح و شام در پیش دیده ز قلبم میزند بیرون شراره چه کاری سخت تر از انتظاره حسین جان از شما شرمنده هستم گناه امّتم بسته دو دستم چه قدر دیگر بگویم من به امّت دعا باشد کلید قفل غیبت حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته اللهم عجل لولیک الفرج اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم


موضوعات مرتبط: دلنامه
[ شنبه بیست و پنجم مهر 1394 ] [ 16:33 ] [ سیده ضیاءتبار ]

شب جمعه است 

همه از روز شمار محرم می گویند 

             (۶روز دیگر تامحرم)

من می خواهم از روز شمار غیبت مهدی فاطمه(ع) گویم 

       (۱۱۱۴سال شمسی ۹ماه و۷روز)

شرم نمی کنیم انقدر اقا این همه سال تنهاست

 

پس کی ظهور مهدی فاطمه (عج)؟؟؟؟؟؟

 

همه از غریبی امام حسین (ع) می گویند 

ولی کی از غریبی مهدی فاطمه (عج) می گویند

 

همه از حال و هوای محرم می گویند 

ولی کی از حال مهدی فاطمه صحبت می کند 

 

 

همه از اشک های حضرت زهرا (س) کنار قتلگاه می گویند 

ولی کی از اشک های مهدی فاطمه به خاطر گناهان ما می گویند 

 

همه می گویند امام حسین (ع) یار نداشت وگرنه این طوری شهید نمی شد 

ولی کسی نمی گوید مهدی فاطمه یار ندارد وگرنه انقدر غیبت اش طولانی نمی شد

 

همه از بی وفایی کوفی ها می گویند 

همه از نامه های اقا بیاکوفی ها می گویند

ولی کسی از بی وفایی های منتظران مهدی فاطمه نمی گویند

ولی کسی از اقا بیاهای الکی خودمان نمی گویند

(غریب تر ز حسین مهدیست)

 

 

 براے سلامتے و فرج زود تر اقا امام زمان (عج)۳تا صلوات


موضوعات مرتبط: دلنامه
[ پنج شنبه شانزدهم مهر 1394 ] [ 20:1 ] [ سیده ضیاءتبار ]

نامه ای به زبان ریاضی به امام زمان عليه السلام 

 

آقای من: بیا که اوضاع معکوس شده است. منحنی ارزش ها نزولی اکید است. نمودار حرکت ما انسان ها پراز اکسترمم شده است.

 

سرور من: روز هفتم هفته که دلم مشتق شده است،اشتیاق دیدار تو را با دعای ندبه درهم می آمیزم و با توبه زمزمه می نشینم. زمزمه ای که واحدهای آن کم استولی تو آن رامی شنوی.

 

آقا جان: تمام سوالات ذهنم را به صورت دستگاه های چند معادله و چند مجهولی درآورده ام و برای جواب های آن راهی جز مبهم بودن نیافته ام.

 

هرچه به مشتاقان و منتظران تو می نگرم در معادله ی زندگی هیچکدام در دنیای حقیقی ریشه ای ندارند مگر در دنیای مختلط فریب و دروغ.

 

سرور خوبم: با خود عهد می بندم ، مهر و محبت تو را با نوشتن نام زیبایت بر مقدمه ی تمام ترسیم شده ی تدریسم تقسیم کنم. و هزار بار براین سطر نام تو را در ذکر تمام خوبی هایت ضرب کنم وبا دل منتظرم جمع ببندم.

 

گاهی دنیا را محور اعدادی فرض می کنم که جهت تو مبدا این محور است.هرکس در جهت مثبت تابی نهایت به خدای تو نزدیک می شود.وهر کس از دوستی و محبت تو دور می شد،در جهت دیگر تابی نهایت از تو دور می شود.

 

مولای من: سری به سری ها دنباله های منتظرانت بزنیم که سیگمای تمام آنها به 313 تن می رسد.چه فاجعه ای است این دنیا،مگر اوضاع قرینه شود یا محور زندگی ها انتقال یابد تا زمینه آمدنت در مختصات دنیا فراهم شود.

 

زمانی که با خود می اندیشم که کدام رابطه و ضابطه باعث خواهد شد بین من و شما زوج مرتب شکل گیرد.

 

دیدم و درک کردم که به راستی شرط بر قراری این است که اگر مؤلفه ای اول یک رنگ و صمیمی بود مؤلفه دوم هم یک رنگ و صمیمی باشد.

 

اینجا وقتی دلم می گیرد انتظار تو را مدل سازی می کنم تمام ابعاد ایمانم را در جکم ذره می بینم و آن چه به من آرامش می دهد این است که به هندسه عبادت روی آورم و در مستطیل سجاده سر بر دایره مهر تو گذارم و از خدای تو مهرت را طلب میکنم.

 

باور کن در کلاس درسم بار ها گفته ام دانش آموز عزیز در فضای نمونه ای زندگی انسان ها پیشامدی بنویسید که تعداد منتظران شما رقم بزند به امید آن که در بررسی احتمال ظهورت عددی نزدیک به یک ببینم. بار ها گفته ام هم نهشتی انسان و ایمان وقتی برقرار است که ایمان بین تمام انسانها بخش پذیر باشد و باقیمانده ربا و کذب نیاورد.

شمانيزبازبان علوم قران ادبيات ....بنويسيد


موضوعات مرتبط: دلنامه
[ پنج شنبه پانزدهم مرداد 1394 ] [ 16:43 ] [ سیده ضیاءتبار ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم
تا کجا بی خبر از حال تو باشم
تقدیم به تنها ترین ستاره قلبم
می دانم كه كویر خلوت دلم نیاز به جرعه آبی دارد تا خود را با آن سیراب نمایم
در قلبم غوغایی است غوغای عشق تو ، می دانم كه مرا به حال خود وا نمیگذاری و مرا همیشه با خود همراه می سازی
بگذار تا به وسعت قلب پرمهرت زلالی عشقت را دست یابم وسرشار از شادی شوم
عزیز دلم می خواهم بادریچه ی نگاههای محبت آمیزت با دلی سیر به تماشایت نشینم و از عمق نگاهت سیراب شوم ؛تو در پاسخ به عشقم همیشه سكوت را اختیار كردی و هرگز به خود اجازه ندادی كه از لبانت شكوفه های عشق و محبت بیرون بیایدو بوی عطر خوش آنان مرا مدهوش كند
ای رویای دیرینه ی من بگذار باران عشقت بر من ببارد تا من در زیر این باران زیبا خود را سیراب نمایم وبرایت همچون زلیخای یوسف باشم
بگذار مروارید دل من توباشی ومن صدف .وای دریا بدان و که من او را چگونه دوست داشتم
عشق من در مهتاب آسمان دلت شعله كشید.
توی آسمون قلبم یه ستاره مونده تنها
امکانات وب
مهدویت امام زمان (عج) دانشنامه عاشورا آیه قرآن 
کد موزیک آنلاین برای وبگاه

فال حافظ

زیر باران

code]
[code/] کد های جاوا اسکریپت کد های جاوا اسکریپت