>

تنهاترین ستاره
نويسندگان
لينک دوستان

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

نظرسنجی

ديدگاه شمادرموردوبلاگ تنهاترين ستاره چيست ؟
عالى
خيلى خوب
خوب
متوسط
ضعيف



جستجو

دوستان من

 

« اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا

بالحُسَين (عليه السلام ) وَ

جَعَلَنا وَ اِياکُم مِنَ الطالبينَ بثاره

 مع وَليهِ الاِمام المَهدي مِن آلِ

مُحَمَدٍ عليهمُ السَلامُ.»

خداوند اجر ما را به سوگواري

 و عزاداري بر امام حسين

(عليه السلام ) بيفزايد و ما و

 شما را از خونخواهان او

همراه با ولي خود امام مهدي از آل محمد (عليهم السلام )

قرار بدهد .



https://telegram.me/joinchat/D6S1h0BU_K9CxqC1g_zEOQ
تالارجبهه انقلاب مهدی باوران


موضوعات مرتبط: کودکانه
[ شنبه بیست و نهم آبان 1395 ] [ 18:10 ] [ سیده ضیاءتبار ]

شده ام غرق گنه ای گل نرگس برگرد
دل همانند کویر است و پی بارانیم

ذکر تعجیل فرج نام حسین ابن علیست
مهدیا از غم جدت بخدا نالانیم
گروه مروجین مهدویت
۰۹۱۹۳۵۷۱۱۹۳


اللهم عجل لولیک الفرج الساعه


موضوعات مرتبط: کودکانه
[ پنج شنبه بیست و هفتم آبان 1395 ] [ 19:14 ] [ سیده ضیاءتبار ]

چطورناجی دیگران باشیم ؟؟؟؟؟

 

نجات پیدا کردن یک مسئله بی نهایتی است، باید پشتاپشت ما هم نجات پیدا کنند، و همینطور برود تا حضرت مهدی (عج) یعنی با نجات ما آنها هم نجات پیدا کنند، از دست ما نجات پیدا کنند، ما در خودمان گیریم، وقتی ما نجات پیدا کنیم بعدی ما هم نجات پیدا می کند، 

یعنی ما از سر راه برمی خیزیم، ما الان خودمان مشکلیم، وقتی خودمان حرکت کنیم راه باز می شود، مثل اینکه وسط جوی ایستاده ایم و آب به چپ و راست منحرف می شود، باید از سر راه برخیزیم تا آب روان شود و خودت مانع خودت نشوی، 

 

یعنی ما در نسلهای خود مانع هستیم، حضرت زهرا(س) را ببینیم که وقتی آزاد شدند دوازده نفر دیگر هم آزاد شدند، الان هم ما از وجود حضرت زهرا(س) است که آزاد می شویم، منتها ما باید تلاش کنیم که این موانع بیشتر آزاد شود، تا نسلهای بعدی راحت تر باشند، زحمت را ما باید بکشیم منتها عایدی اش به ما هم می رسد،

  نسلهای بعدی ازما استفاده کنند آنها از وجود ما خارج می شوند، وجود یکی است، اما تکثر پیدا می کند، ما مانند آینه های رو بری هم می شویم که آنها می افتند در او، و او می افتد در دیگری و همینطور الی آخر، یک سری ها هم هستند که وجودشان عقیم است،

 ما مشکل ولایت داریم،این را بدانیم که هرکجا ناراحتی هست چون که بوی ولایت نیست، و هرکجا شادی در روح و روان هست یعنی زنده می شود، آنجا ولایت تجلی دارد،

 آنها که از حقیقت نصیبی ندارند درحقیقت شادی شان از غم و غصه شان است خبر ندارند، ما دو نوع شادی داریم، یک شادی هست که انسان از بیرون شاد می شود، مثلا از مال، زن و بچه، ماشین و... و یک شادی هم هست که از باطن انسان می آید، به بیرون کاری ندارد، دسته اول شادی شان با زمان و مکان است، تا کمی فشار می آید ناراحت می شوند گشایش می شود خوشحالند، اما دسته دوم از زمان و مکان گذر می کنند، ثابت می شوند، هیچ چیزی نمی تواند تکانش بدهد و شادی اش را از بین ببرد، مثلا چیزی را از دست بدهد یا ندهد یا خودش قرار باشد بمیرد و... شادی اش از بین نمی رود، چون قلبش سلیم شده است، ما الان به قلب خیال وصل هستیم، نیرویمان را از ماده می گیریم، نان می خوریم آب می خوریم، اینها بخار می شود حرکت می دهد، اما اگر ایمان باطنی بشود، وجودمان به بیرون می دهد بعوض اینکه از بیرون بگیرد، ما الان مصرف کننده هستیم، اما در آن صورت که خداوند تجلی کند و ایمانمان باطنی بشود صادر کننده وجود می شویم، لذا برعکس می شود، الان اگر چیزی بدست بیاوریم خوشحال می شویم، اما در آن صورت وقتی که انفاق می کنیم وجود را گسترش می دهیم و ثروتمان بیشتر می شود، هم دنیایی و هم باطنی.


موضوعات مرتبط: کودکانه
[ دوشنبه بیست و چهارم آبان 1395 ] [ 20:27 ] [ سیده ضیاءتبار ]

وقیع حضرت بقیة الله (روحی له الفداء) برای جمعی از شیعیان

توسط جناب محمد بن عثمان نایب خاص حضرت مهدی (ع)

 

میان جمعی از شیعیان در مورد نقش ائمه درباره‌ی خلقت موجودات اختلافی پدید آمد که خلاصه ماجرا بدین شرح است: برخی از آنان می گفتند: ائمه خلق می کنند و روزی می دهند. عده دیگری معتقد بودند که غیر از ذات باری تعالی، محال است کس دیگری بتواند موجودی را خلق کند. گروه دیگری را عقیده این بود که خداوند متعال به ائمه قدرت می دهد تا خلق کنند و روزی بدهند. دامنه اختلاف بالا گرفت و بالأخره پیشنهاد شد به جناب محمد عثمان نایب خاصّ حضرت بقیة الله،‌ عجل الله تعالی فرجه الشریف، مراجعه کنند و توسط ایشان عریضه ای
به پیشگاه مقدس امام زمان روحی له الفداء تقدیم دارند. پاسخ رسید که:

 

ان الله تعالی هو الذی خلق الاجسام و قسم الارزاق لانه لیس بجسم و لا حال فی جسم لیس کمثله شیء و هو السمیع العلیم و اما الائمة‌ علیهم السلام فانهم یسألون الله تعالی فیخلق و یسألونه فیرزق ایجاباً لمسئلتهم و اعظاماً لحقهم. (3)

«خداوند متعال آفریننده تمامی مخلوقات و روزی دهنده همه آنهاست. او جسم نیست و مثل و مانند ندارد و شنوا و داناست. اما ائمه معصومین، سلام الله علیهم اجمعین، سؤال و درخواست می کنند و خداوند موجودات را خلق می کند و از ذات مقدس او تقاضا می کنند و او به خاطر احترام و مقامات عالیه آنان، اجابت فرموده، روزی می دهد.»

 

3-شیخ طوسی،‌ الغیبة، ص 178.


موضوعات مرتبط: کودکانه
[ شنبه بیست و دوم آبان 1395 ] [ 23:6 ] [ سیده ضیاءتبار ]

در عجبم از مردمی که اجازه ورود ماهواره را به محیط خانواده نمی دهند ولی از طرفی، برای فرزندان و اعضا خانواده گوشی یا تبلتی خریداری نموده و با خیال آسوده آنها را با اینترنت پرسرعت و شبکه های اجتماعی بدون فیلتر و میلیونها غریبه تنها میگذارند.


موضوعات مرتبط: کودکانه
[ پنج شنبه بیستم آبان 1395 ] [ 17:26 ] [ سیده ضیاءتبار ]

خوبیم آندم بوددستم به دامانش رسد

 

ورنه از حالم مپرس که این حال  حال عاشق است

 

عاشقان خوبنداما درجوار قرب دوست

 

درفراق یارماندن   زندگی جز درد نیست

 

گفتم که بیماری برایت دعا کنم

 

گفتا مراشفا  به دیدار دلبراست

 

گفتم خدا شفایت دهد سریع

 

گفتا بگو  دلبرکجاست تا خوب ترشوم

 

ما را رها کنید  با  درد این فراق

 

خوکرده ایم به این درد سالها

 

 

گفتم طبیب؟ خندید و گفت برو

 

مار ا حاجت به داروی غیر نیست

 

 

 

 

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم

 

به دو عالم ندهم لذت بیماری را


موضوعات مرتبط: کودکانه
[ چهارشنبه نوزدهم آبان 1395 ] [ 18:12 ] [ سیده ضیاءتبار ]
گفتم خدا شفایت دهد سریع

گفتا بگو  دلبرکجاست تا خوب ترشوم

ما را رها کنید  با  درد این فراق

خوکرده ایم به این درد سالها

گفتم طبیب؟ خندید و گفت برو

مار ا حاجت به داروی غیر نیست

موضوعات مرتبط: کودکانه
[ سه شنبه هجدهم آبان 1395 ] [ 19:10 ] [ سیده ضیاءتبار ]

شهادت جانسوز و مظلومانه و غريبانه امام مجتبي غريب مدينه را به پيشگاه مقدس آقا بقية الله الاعظم ارواحنا فداه و همه علاقه مندان به اهل بيت عصمت و طهارت به ويژه مهدی باوران گرامي تسليت عرض مي‌کنم.

 

در آيه مباهله مي‌بينيم که وقتي نبي گرامي با نصاراي نجران گفتگوي علمي مي‌کنند؛ ولي به نتيجه نمي‌رسد، کار به مباهله کشيده مي‌شود.

 

خداي عالم مي‌فرمايد:

 

فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ.

 

سوره آل عمران آيه 61

 

در صحيح مسلم که از ديدگاه آقايان اهل سنت صحيح‌ترين کتاب بعد از قرآن است، آمده: وقتي که اين آيه نازل شد، نبي گرامي اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسين را زير عبايي قرار داد و فرمود:

 

اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي

 

صحيح مسلم، ج 4، ص1871

 

خدايا اين‌ها اهل بيت من هستند.

 

ابن کثير دمشقي هم با سند صحيح در تفسيرشان جلد 1 صفحه 379 نقل مي‌کند که مراد از «ابنائنا و ابنائکم»، حضرت امام حسن و امام حسين سلام الله عليهما است.

 

ظاهر قضيه اين است که عبارتي که ابن تيميه دارد با اين که از ميان زن‌ها امهات المؤمنين بودند، عائشه و ام سلمه بوده است؛ ولي نبي گرامي حضرت زهرا را برده است و فرزندان ديگر پيغمبر هم در قيد حيات بودند؛ ولي از ميان اين‌ها حضرت زهرا و امام حسن و امام حسين را برده است.

 

زمخشري در تفسير الکشاف مي‌گويد:

 

وفيه دليل لا شيء أقوى منه على فضل أصحاب الكساء عليهم السلام.

 

الكشاف، ج 1، ص 397

 

آيه مباهله بالاترين و قوي‌ترين دليل است بر فضيلت اصحاب کساء.

 

در مورد قضيه آيه تطهير که مسلم در کتاب خود نقل مي‌کند: عائشه مي‌گويد: يک روز صبح نبي گرامي صلي الله عليه وآله يک پتو يا عبايي را که از موي سفيد بود روي خود انداخته بود که امام حسن آمد و ايشان را زير عبا قرار داد و امام حسين و حضرت زهرا و اميرالمؤمنين آمدند و به زير عبا رفتند و بعد به اين 4 بزرگوار که زير عبا بودند فرمود:‌

 

إنما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا.

 

صحيح مسلم، ج 4، ص 1883

 

خود امام مجتبي سلام الله عليه هم که امشب شب شهادت‌شان است، در يک خطبه غراء که مفصل مطرح فرمودند، در آن خطبه هم مي‌فرمايند:

 

وأنا من أهل البيت الذين أذهب الله عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا.

 

المعجم الأوسط، ج 2، ص 337 و مجمع الزوائد، ج 9، ص 146

 

من جزء اهل بيتي هستم که خداي عالم هر گونه رجس و پليدي را از ما برداشته است.


موضوعات مرتبط: کودکانه
[ یکشنبه شانزدهم آبان 1395 ] [ 22:34 ] [ سیده ضیاءتبار ]

سيد بن طاووس از ابو جعفر محمد بن هارون بن موسي تلعکبري روايت مي کند که مي گفت: ابوالحسن بن ابي البغل کاتب برايم اين حکايت را نقل کرد که: 

برعهده گرفتم کاري را از جانب ابي منصور بن صالحان، پس از آن ميان ما کدورتي پيدا شد که باعث شد از ترس خود را پنهان کنم و او در جستجوي من برآمد. 

پس از مدتي که پنهان و هراسان بودم عزم رفتن به مقابر قريش يعني مرقد منور حضرت امام کاظم(ع) را گرفتم و شب جمعه اي خود را به آنجا رساندم و از ابن جعفر قيم خواهش کردم که آن شب را در حرم مطهر بگذارد و دربهاي حرم را ببندد وسعي کند مکان مقدس خالي باشد تا بهتر متوسل شوم و همچنين ايمن باشم از ابي منصور بن صالحان و افراد او. 

او درخواست مرا اجابت کرد و دربها را بست، آن شب، شب باراني بود و نيمه هاي شب باد و باران آنقدر شدت گرفت مه تردد مردم را قطع کرد. 

من مشغول دعا و زيارت و نماز بودم که ناگهان صداي پايي از سمت ضريح مولايم حضرت موسي بن جعفر شنيدم، ديدم مردي است مشغول زيارت است و سلام بر حضرت آدم(ع) و پيامبران اولوالعزم مي دهد آنگاه بر ائمه(ع) يک يک سلام ميداد و نام مي برد تا رسيد به نام مقدس حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه) و او را ذکر نکرد، از عمل او تعجب کردم و گفتم: شايد او نام مقدس حضرت امام زمان (ارواحنا فداه) را فراموش کرده و يا اين که اين خود يک مذهبي است که اين مرد به آن اعاتقاد دارد.(يعني يازده امامي است.) 

هنگامي که از زيارت فارغ شد دو رکعت نماز خواند و صورت مبارکش را به سمت مرقد منور حضرت امام محمد جواد(ع) کرد و به همان نحو زيارت کرد و دو رکعت نماز خواند. 

او جواني بود کامل و لباس سفيد پوشيده بود وعمامه اي بر سر داشت که حِنک براي اوقرار داده بودو ردائي بر کتف مبارکش انداخته بود و من از او مي ترسيدم به من فرمود: اي ابوالحسن بن ابي البغل! چرا دعاي فرج را نمي خواني؟ 

گفتم: آقا جان اين چه دعايي است؟ 

فرمود: دو رکعت نماز به جاي آور سپس اين دعا را بخوان: 

يا من اضهر الجميل و ستر القبيح يا من لم يواخذ بالجريرة و لم يهتک الستر يا عظيم المن، يا کريم الصفح، يا حسن التجاوز، يا باسط اليدين بالرحمة، يا منتهي کل نجوي، يا غاية کل شکوي، يا عون کل مستعين، يا مبتدئاً بالنعم قبل استحقاقها. 

يا سيدة(ده مرتبه) يا مولاه(ده مرتبه) 

يا غلبتاه(ده مرتبه) يا منتَهي غاية رغبتاهُ(ده مرتبه) 

بعد از آن دعا کن و بطلب حاجت خود را، سپس مي گذاري صورت راست خود را بر زمين و صد مرتبه مي گوي : 

يا محمد، يا علي، يا علي، يا محمَّد اِکفِياني فَاِنَّکما کافِياي و انصُراني فانَّکُما ناصِراي 

سپس مي گذاري طرف چپ خود را بر زمين . صد مرتبه مي گوي : 

ادرکني، ادرکني، ادرکني، ... و آن را بسيار تکرار کن و سپس بگو : الغوث، الغوث، الغوث،... آن قدر اين ذکر را مي گوي تا نفست قطع شود. 

سپس سر بر مي داري بدن که خداي تعالي به کرم خود حاجت خود را بر مي آورد . انشاالله 

من مشغول دعا و نمازي شدم که فرمود و او به بيرون رفت. هنگامي که فارغ شدم از نماز و دعا رفتم بيرون که از ابي جفر قيم سوال کنم از اين مرد و چگونه داخل شدن آن . 

ديدم درهت قفل و بسته است تعجب کردم و گفتم : شايد دري باشد که من نمي دانم خود را به ابي جعفر قيم رساندم و آن را در اتاق زيت(يعني محل نگهداري روغن چراغ هاي حرم) بود از حال آن مرد پرسيدم گفت درها قفل است چنان که ميبيني و براي کسي در را باز نکردم. 

من از برخورد خودم با او و تکلم او با من برايش گفتم گفت : 

اين مولاي ما حضرت صاحب الامر (ارواحنا فداه) است و من مکرر آن جناب را ديده ام که در چنين شبي در وقت خالي بودن حرم مطهر به زيارت آمده است 

ابي الحسن بن ابي البغل مي گويد : تاسف خوردم از آن نعمت بزرگ (يعني ديدار با امام زمان) که مي توانستم استفاده بيشتري کنم که از من فوت شد و از دست دادم. 

نزديک طلوع فجر از حرم بيرون آمدم و خود را به کرخ (محلي که در آن پنهان شده بودم) رساندم. 

روز هنوز به چاشت نرسيده بود که افراد ابي صالحان به جست و جو آمدند و از دوستانم از منزل من سوال مي کردن و از آنها اماني به خط خود وزير بود .

من همراه يکي از دوستانم نزد او رفتم، تا مرا ديد برخواست و در آغوش گرفت و گفت حال تو به انجا کشيده که شکايت مرا به حضرت صاحب الزمان مي کني؟ 

گفتم : دعائي و سوالي بود . 

گفت واي بر تو ديشب در خواب مولايم حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه) را ديدم که مرا امر کردند به نيکي و احسان به تو و به من تشدد کردند به نحوي که ترسيدم .


موضوعات مرتبط: کودکانه
[ شنبه پانزدهم آبان 1395 ] [ 23:17 ] [ سیده ضیاءتبار ]

آیا کسی هست غم از دل مهدی فاطمه برداره ؟!


موضوعات مرتبط: پرسش وپاسخ مهدوی
[ پنج شنبه سیزدهم آبان 1395 ] [ 19:6 ] [ سیده ضیاءتبار ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم
تا کجا بی خبر از حال تو باشم
تقدیم به تنها ترین ستاره قلبم
می دانم كه كویر خلوت دلم نیاز به جرعه آبی دارد تا خود را با آن سیراب نمایم
در قلبم غوغایی است غوغای عشق تو ، می دانم كه مرا به حال خود وا نمیگذاری و مرا همیشه با خود همراه می سازی
بگذار تا به وسعت قلب پرمهرت زلالی عشقت را دست یابم وسرشار از شادی شوم
عزیز دلم می خواهم بادریچه ی نگاههای محبت آمیزت با دلی سیر به تماشایت نشینم و از عمق نگاهت سیراب شوم ؛تو در پاسخ به عشقم همیشه سكوت را اختیار كردی و هرگز به خود اجازه ندادی كه از لبانت شكوفه های عشق و محبت بیرون بیایدو بوی عطر خوش آنان مرا مدهوش كند
ای رویای دیرینه ی من بگذار باران عشقت بر من ببارد تا من در زیر این باران زیبا خود را سیراب نمایم وبرایت همچون زلیخای یوسف باشم
بگذار مروارید دل من توباشی ومن صدف .وای دریا بدان و که من او را چگونه دوست داشتم
عشق من در مهتاب آسمان دلت شعله كشید.
توی آسمون قلبم یه ستاره مونده تنها
امکانات وب
مهدویت امام زمان (عج) دانشنامه عاشورا آیه قرآن 
کد موزیک آنلاین برای وبگاه

فال حافظ

زیر باران

code]
[code/] کد های جاوا اسکریپت کد های جاوا اسکریپت