>

تنهاترین ستاره
نويسندگان
لينک دوستان

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

نظرسنجی

ديدگاه شمادرموردوبلاگ تنهاترين ستاره چيست ؟
عالى
خيلى خوب
خوب
متوسط
ضعيف



جستجو

دوستان من

ثلث ماه رمضان بی تو سپر شد آقا

عمر ما بود که دور از تو هدر شد آقا

 

چه شود این رمضان وصل شما پا بدهد؟...

یازده روز که در هجر تو سر شد آقا...

 

اللهم عجل لولیک الفرج. ...

 

خانه ی تک تک تان را زده ام درب ولی 

         اثر از یاری ما در دلتان نیست که نیست

انتظارم ز شما بیشتر است از دگران

       یک دعای فرجی بر لبتان نیست که نیست

 اگر هم هست فقط لقلقه ای باشد و لیک 

     گریه بر غربت ما در شبتان نیست که نیست

به کجا روی ز سویم بکشیدید افسوس

     یک نفر مرد عمل در صفتان نیست که نیست

تا دعایی ز برایم نکنید از ته قلب

     صبح امید و ظهور در کفتان نیست که نیست

 

 


موضوعات مرتبط: اشعار مهدوي
[ شنبه بیست و نهم خرداد 1395 ] [ 18:25 ] [ سیده ضیاءتبار ]

قاتل 

ما هر کسی را طوری می کُشیم

بعضی ها را با گلوله

بعضى ها را با حرف

و بعضی ها را با کارهایی که کرده ایم

و بعضی ها را با کارهایی که تا به امروز

برای آنها نکرده ایم!

وقت تنگ است وچشمی منتظر بیداری ماازخواب غقلت 

واون کسی نیست جز .........

پاسخش بماند باشما


موضوعات مرتبط: نکات اخلاقی
[ جمعه بیست و هشتم خرداد 1395 ] [ 22:42 ] [ سیده ضیاءتبار ]

جلوی در حجره، پر بود از گیوه و کفش مردم شهر. ریش سفیدان زیر چشمی به هم نگاه می کردند و هر کس منتظر بود تا دیگری سر بحث را باز کند. از میان جمع پیرمردی کسب اجازه کرد و گفت: شیخ، ما هم می دانیم که شما هنوز به خاطر فوت استادتان آیت الله العظمی شیخ محمد حسن نجفی(1) داغدار هستید، به خدا ما هم ناراحتیم که عالمی از میانمان رفته، اما مردم که نمی توانند بدون رساله و مرجع بمانند، ما آمده ایم تا شما قبول زحمت کنید و رساله ای در اختیارمان بگذارید.

 

 

شیخ انصاری در حالی که سر به زیر داشت، دستی به محاسنش کشید و گفت: شما درست می فرمایید، اما در حال حاضر بنده سعید العلماء مازندرانی که در بابل زندگی می کنند را اعلم می دانم و برای ایشان نامه ای می نویسم تا به نجف تشریف بیاورند.

 

مدتی گذشت، بالاخره جواب نامه ی شیخ انصاری به دستش رسید. در نامه، شیخ مازندرانی خطاب به شیخ انصاری گفته بود: درست است که من در نجف در مباحثه با شما در فقه قوی تر بودم اما الان مدتی است که در مازندران از درس و بحث دورم و حالا از نظر من شما اعلم هستید.

 

شیخ انصاری که حالا میان دوراهی مانده بود، گفت: اگر مولایم حضرت ولی عصر(عج) به من اجازه اجتهاد بدهند و مرا برای این مقام، تعیین کنند، من آن را قبول خواهم کرد.

 

***

 

شیخ بر پشتی تکیه داده بود و طلبه ها دورش را گرفته بودند و مشغول درس و بحث بودند. صدای جرجر لولای در، نظر همه ی طلبه ها را به سمت در جلب کرد. مرد عرب با هیبت و جلالی خاص، وارد حجره شد و رو به شیخ کرد و پرسید: نظر شما درباره ی زنی که شوهرش مسخ شده باشد(2)، چیست؟

 

شیخ که از سوال مرد تعجب کرده بود، جواب داد: چون در کتاب ها این بحث مطرح نشده من هم نمی توانم جوابی عرض کنم.

 

مرد فرمود: حالا به فرض که یک چنین کاری انجام شد و مردی مسخ گردید، زنش باید چه کند؟

 

- به نظر من اگر مرد به صورت حيوانات، مسخ شده باشد، زن بايد عدّه طلاق بگيرد و بعد شوهر كند، چون مرد زنده است و روح دارد، ولى اگر شوهر به صورت جماد درآمده باشد، بايد زن عدّه وفات بگيرد، زيرا مرد به صورت مرده درآمده است.

 

این بار مرد عرب نگاه خاصی به شیخ کرد و سه بار فرمود: انت المجتهد، انت المجتهد، انت المجتهد. (تو مجتهدی)؛ مرد این را گفت و از حجره بیرون رفت.

 

شیخ انصاری که مرد غریبه را شناخته بود، در حال و هوای خاصی بود، طلبه ها را فرستاد تا آن مرد را که کسی جز مولایش نبود، برگردانند، اما در هیچ جای حوزه ی علمیه اثری از مرد نبود.

 

حالا شیخ انصاری حاضر شده بود تا رساله ی عملیه اش را به مردم بدهد.

 

 

 

منبع: عنایات حضرت مهدی(ع) به علما و طلاب، محمد رضا بافقی اصفهانی، صص109-110 ؛ با تصرف و تلخیص


موضوعات مرتبط: مشاهیر
[ جمعه بیست و هشتم خرداد 1395 ] [ 17:56 ] [ سیده ضیاءتبار ]

به بهانه وفات ام المومنین، حضرت خدیجه سلام الله علیها

.

می سوزم و چو شمع سحر آب می شوم

از غصه ی فراق تو بی تاب می شوم

 

دارم به پای پیکر تو گریه می کنم

بر لحظه های آخر تو گریه می کنم

 

اکنون که زخم رفتن تو بر جگر نشست

این کوه درد بر سر دوش پدر نشست

 

با دخترت تو این دم آخر سخن بگو

مادر بیا و حرف دلت را به من بگو

 

بابای من ز هجر تو دلگیر می شود

قلب جوان او ز غمت پیر می شود

 

مادر بیا به خاط زهرا بمان مرو

حتی گرفته است دل آسمان مرو

 

مادر بمان ز بیت نبوت صفا مبر

آرامش و قرار دل مصطفی مبر

 

مادر بمان و از دل این خانه پا مکش

بر صورت شکسته ی خود این عبا مکش

 

داری تو عزم رفتن از این خانه می کنی

سقف دل مرا ز چه ویرانه می کنی

 

من التماس می کنم ای مادر عزیز

امشب بیا و خاک عزا بر سرم مریز

 

این زندگی بدون تو دشوار می شود

تو می روی و دسته گلت خار می شود

 

تو می روی و فاطمه ات می شود یتیم

گردد دچار رنج و مصیبات بس عظیم

 

تو می روی و فاطمه آزار می کشد

آزار ها از آن در و دیوار می کشد

 

تو می روی و شعله کشد دست بر رخم

روزی به تازیانه دهد خلق پاسخم

 

تو می روی و داغ به سینه نشستنی است

روزی رسد که پهلوی زهرا شکستنی است


موضوعات مرتبط: اشعار مهدوي
[ پنج شنبه بیست و هفتم خرداد 1395 ] [ 14:52 ] [ سیده ضیاءتبار ]

 

 

ﺍﺯﻋﺎﻟﻤﻲ ﭘﺮﺳﻴﺪﻧﺪ:ﭼﮕﻮﻧﻪ

ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻋﻘﻞ ﮐﺴﻲ ﭘﻲ ﺑﺮﺩ؟

ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:ﺍﺯﺣﺮﻓﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ..

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺮﺳﻴﺪﻧﺪ:اﮔﺮﭼﻴﺰﻱ ﻧﮕﻔﺖ ﭼﻪ ؟

ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﺁﻧﻘﺪﺭﻋﺎﻗﻞ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨن د


موضوعات مرتبط: نکات اخلاقی
[ پنج شنبه بیست و هفتم خرداد 1395 ] [ 14:46 ] [ سیده ضیاءتبار ]

اهل آرامش 

که شدی شاد کردن ديگران ، 

بيشتر از شاد بودن خودت 

به دلت می چسبد ...

و از اين کار حال خوشی پيدا می‌کنی

از درون به خود می‌بالی

ارزشمندتر از هميشه‌ات می‌شوی

 

به اين نقطه که برسی

آرامش وجودت را فرا می‌گيرد،

آرامشگر می‌شوی ...

 

نه به راحتی می‌رنجی

و نه به آسانی می‌رنجانی ...

 

آرامش 

سهم دل‌های شماست ...

 


موضوعات مرتبط: نکات اخلاقی
[ پنج شنبه بیست و هفتم خرداد 1395 ] [ 14:31 ] [ سیده ضیاءتبار ]

 

پاداش خواندن سوره قـــ ـدر

 

امام صادق (ع):

 

هیچ مــ ـومنِ روزه داری نیست 

که در هنگام خوردن سحری و افطار

سوره قـــ ــدر را بخواند،

مگر آنکه بین این دو زمان ثواب کسے را

خواهد داشت که در راه خــــ ـدا

در خـــ ـون خود غلطیده باشد...

 

بحارالأنوار_ج97_ص344

 


موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ یکشنبه بیست و سوم خرداد 1395 ] [ 21:49 ] [ سیده ضیاءتبار ]
ملائکه به بعضی مردگان می خندند: در روایت است وقتی تلقین به بعضی مردگان خوانده می شود و او را تکان می دهند و می گویند: "اِسمَع!اِفهَم!" ملایکه میخندند که این زنده بود نفهمید الان چگونه بفهمد؟!!!
موضوعات مرتبط: نکات اخلاقی
[ جمعه بیست و یکم خرداد 1395 ] [ 15:45 ] [ سیده ضیاءتبار ]

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره):

هفت چیزی که مسخره دارد چیست؟

امام رضا علیه السّلام فرمودند:

کسی که با زبانش استغفرالله بگوید ولی در دل از گناهی که کرده پشیمان نباشد خودش را مسخره کرده

کسی که از خدا توفیق کار خیر طلب کند ولی تلاش و کوششی نداشته باشد خود را مسخره کرده

کسی که از خدا بهشت بخواهد و در انجام عبادات صبر نکند و در ترک معاصی صبر نداشته باشد خود را مسخره کرده

کسی که از آتش جهنم به خدا پناه برد ولی از لذت گناه دست بر ندارد خودش را مسخره کرده

آنکس که یاد مرگ کند و از آن ترس داشته باشد ولی خود را برای مرگ آماده نکند ( یعنی اعمال خیر انجام ندهد و از گناهانش استغفار نکند) خودش را مسخره کرده

کسی که خدا را یاد کند و مشتاق دیدار او باشد ولی در گناهان اصرار ورزد خود را مسخره کرده

کسی که بدون توبه از خدا طلب عفو و بخشش کند، خودش را مسخره کرده است.

نصایح مشکینی صفحه 274
بحارالانوار مجلسی جلد 78 ص 356


موضوعات مرتبط: نکات اخلاقی
[ شنبه هشتم خرداد 1395 ] [ 18:5 ] [ سیده ضیاءتبار ]

امام مهدي از ديدگاه پيامبر اکرم

در ينابيع المودة ص 440 از موفق بن احمد اخطب خطباء خوارزم نقل مي‏کند که عبدالرحمن بن ابي يعلي از پدرش نقل کرد:  در جنگ خيبر پيغمبر اکرم پرچم را در اختيار علي عليه‏السلام گذاشت و خداوند بدست او فتح را نصيب مسلمانان کرد سپس در غدير خم اعلام نمود که علي ولي هر مرد و زن مومن است دنباله حديث را در فضيلت علي و امام حسن و امام حسين مي‏کشاند تا آنکه مي‏گويد
جبرئيل به من خبر داد که به خانواده‏ام پس از من ستم خواهند کرد و اين ستم باقي مي‏ماند تا قائم ما قيام کند و پيروز شود و امت مسلمان بر محبت آنها اتفاق نمايند، در اين هنگام مخالف آنها کم است، هر کس از ايشان بيزار باشد خوار است.
ستايشگر آنها زياد مي‏شود.اين پيش آمد هنگامي است که وضع شهرها تغيير کند و مردم ناتوان شوند و مأيوس از خروج گردند در چنين موقعي مهدي قائم ظهور خواهد کرد، خداوند بوسيله او حق را آشکار مي‏کند و باطل را از بين مي‏برد؛

ا اينکه فرمود شما را به فرج بشارت مي‏دهم وعده خداوند خلاف ندارد و قضاي او قابل برگشت نيست او حکيم و خبير است.

نقل از المهدي/ ص16

اللهم عجل الولیک الفرج


موضوعات مرتبط: امام مهدی در قرآن
[ شنبه هشتم خرداد 1395 ] [ 17:33 ] [ سیده ضیاءتبار ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم
تا کجا بی خبر از حال تو باشم
تقدیم به تنها ترین ستاره قلبم
می دانم كه كویر خلوت دلم نیاز به جرعه آبی دارد تا خود را با آن سیراب نمایم
در قلبم غوغایی است غوغای عشق تو ، می دانم كه مرا به حال خود وا نمیگذاری و مرا همیشه با خود همراه می سازی
بگذار تا به وسعت قلب پرمهرت زلالی عشقت را دست یابم وسرشار از شادی شوم
عزیز دلم می خواهم بادریچه ی نگاههای محبت آمیزت با دلی سیر به تماشایت نشینم و از عمق نگاهت سیراب شوم ؛تو در پاسخ به عشقم همیشه سكوت را اختیار كردی و هرگز به خود اجازه ندادی كه از لبانت شكوفه های عشق و محبت بیرون بیایدو بوی عطر خوش آنان مرا مدهوش كند
ای رویای دیرینه ی من بگذار باران عشقت بر من ببارد تا من در زیر این باران زیبا خود را سیراب نمایم وبرایت همچون زلیخای یوسف باشم
بگذار مروارید دل من توباشی ومن صدف .وای دریا بدان و که من او را چگونه دوست داشتم
عشق من در مهتاب آسمان دلت شعله كشید.
توی آسمون قلبم یه ستاره مونده تنها
امکانات وب
مهدویت امام زمان (عج) دانشنامه عاشورا آیه قرآن 
کد موزیک آنلاین برای وبگاه

فال حافظ

زیر باران

code]
[code/] کد های جاوا اسکریپت کد های جاوا اسکریپت