>

تنهاترین ستاره
نويسندگان
لينک دوستان

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

نظرسنجی

ديدگاه شمادرموردوبلاگ تنهاترين ستاره چيست ؟
عالى
خيلى خوب
خوب
متوسط
ضعيف



جستجو

دوستان من

ای چشمه دین ناب ما را دریاب 
فرزند ابوتراب ما را دریاب 
خورشیدقشنک فاطمه ‏,مهدی جان 
بر عالم ما بتاب ما را دریاب 
‏ ‏ 
اللهم عجل فی فرج مولانا وامامنا صاحب الزمان... 

 


موضوعات مرتبط: اشعار مهدوي
[ جمعه بیست و سوم بهمن 1394 ] [ 18:6 ] [ سیده ضیاءتبار ]

 

چرا امام زمان ظهور نمیکنند؟؟؟.

ماجرای هارون مکی و تنور آتش .

✅ماءمون رقى نقل مى کند:

روزى خدمت امام صادق علیه السلام بودم ، سهل بن حسن خراسانى وارد شد، سلام کرده ، نشست . آن گاه عرض کرد:

– یابن رسول الله ، امامت حق شماست زیرا شما خانواده راءفت و رحمتید، از چه رو براى گرفتن حق قیام نمى کنید، در حالى که یکصدهزار تن از پیروانتان با شمشیرهاى بران حاضرند در کنار شما با دشمنان بجنگند!

امام فرمود:

– اى خراسانى ! بنشین تا حقیقت بر تو آشکار شود.

دستور دادند، تنور را آتش کند. بلافاصله آتش تنور افروخته شد، به طورى که شعله هاى آن ، قسمت بالاى تنور را سفید کرد.

به سهل فرمود:

– اى خراسانى ! برخیز و در میان این تنور بنشین !

خراسانى شروع به عذر خواهى کرد و گفت :

– یابن رسول الله ! مرا به آتش نسوزان و از این حقیر بگذر!

امام فرمود:

– ناراحت نباش ! تو را بخشیدم .

در همین هنگام ، هارون مکى ، در حالى که نعلین خود را به دست گرفته بود، با پاى

برهنه وارد شد و سلام کرد. امام پاسخ سلام او را داد و فرمود:

در تنور بنشین !

هارون نعلینش را انداخت و بى درنگ داخل تنور شد!

امام با خراسانى شروع به صحبت کرد و از اوضاع بازار و خصوصیات خراسان چنان سخن مى گفت که گویا سال هاى دراز در آنجا بوده اند. سپس از سهل خواستند تا ببیند وضع تنور چگونه است . سهل مى گوید، بر سر تنور که رسیدم ، دیدم هارون در میان خرمن آتش دو زانو نشسته است . همین که مرا دید، از تنور بیرون آمد و به ما سلام کرد. امام به سهل فرمود:

در خراسان چند نفر از اینان پیدا مى شود؟

عرض کرد:

– به خدا سوگند! یک نفر هم پیدا نمى شود.

آن جناب نیز فرمودند:

آرى ! به خدا سوگند! یک نفر هم پیدا نمى شود. اگر پنج نفر همدست و همداستان این مرد یافت مى شد، ما قیام مى کرديم 

بحار، ج ۴۷، ص ۱۲۳

↩️تامل!!!

 آیا ما اینگونه مطیع امام خویش هستیم؟!!!

آیا کسی ایمانش و معرفتش نسبت به امام زمانش قوی هست که بدون چون و چرا مثل هارون مکی قبول کنه، آیا اینطور هستیم ؟

الان ندای کیست مرا یاری کند امام زمان بلند است

آیا با قلم و قدم و مال و جان خویش او را یاری میکنیم؟!!!

اگر جوابمان مثبت است خوشا به سعادتمان

اگر جواب منفی است پس بکوشیم که عقب مانده ايم


موضوعات مرتبط: نکات اخلاقی
[ جمعه نهم بهمن 1394 ] [ 15:26 ] [ سیده ضیاءتبار ]

ﺑﺮﺍﯼ "ﺁﺩﻣــﻬﺎ" ﺧــﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ "ﺧـــﻮﺏ" ﺑﺴﺎﺯ.

ﺁﻧﻘـــــــﺪﺭ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ "ﺧﻮﺏ" ﺑﺎﺵ

ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻮﺩ "ﮔﺬﺍﺷﺘـــﯽ" ﻭ "ﺭﻓـــﺘﯽ" ....!!

ﺩﺭ "ﮐﻨﺞ ﻗﻠﺒﺸـــﺎﻥ" ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺎﺷﺪ ..

ﺗﺎ ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ: "ﮐــــﺎﺵ ﺑـــﻮﺩ" ..!

ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ ﺩﺳﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻨﻨــﺪ ﻭ ﺑﺨــﻮﺍﻫﻨﺪ "ﺑــﺎﺷﯽ" !

ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ "ﺩﻟﺘﻨـــﮓ" ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﻮﻧﺪ ..

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ "ﺳﺨـــــﺖ" ﺍﺳﺖ ...

ﻭﻟـــــــﯽ ...ﺗﻮ "ﺧــــــــــﻮﺏ ﺑﺎﺵ"...

 


موضوعات مرتبط: نکات اخلاقی
[ جمعه نهم بهمن 1394 ] [ 14:3 ] [ سیده ضیاءتبار ]

باران حریف اشک تو مولا نمی شود 

شاهی غریب تر ز تو پیدا نمی شود 

 

ارباب عالمی و نمی بینمت که چشم 

غرق گناه گشته و بینا .... نمی شود 

 

ترجیح می دهی که غریبانه سر کنی..؟؟! 

باشد... ولی حبیب که تنها نمی شود 

 

دلبر زیاد بود در این شهر بی فروغ 

هر دلبری که یوسف زهرا نمی شود 

 

رنگ ریا گرفته نفسهایمان ؛ دریغ 

با عهد و ندبه این گره ها ... وا نمیشود 

 

آقا خودت دعای فرج را بخوان که این 

زخم عمیق بی تو مداوا نمی شود 

 

پرونده ام سیاه و دلم روسیاه تر 

بی اذنتان که نامه ام امضا نمی شود....

يا مهدى عج

 


موضوعات مرتبط: اشعار مهدوي
[ جمعه نهم بهمن 1394 ] [ 9:16 ] [ سیده ضیاءتبار ]

در ميان دشتِ گلها ...

 

انتظارت مي كشم...

 

خوشترين اميدِ دلها ...

 

انتظارت مي كشم ...

 

منتظر بر يوسفم ...

 

اي مردِ شبنم پوشِ عشق ...

 

صبر ايوب زمانِ ...

 

انتظارت مي كشم...

 

بر خلاف هر تبسم ...

 

غرقِ اشك است ديده ام ...

 

من حقيرم ..

 

مردِ والا... انتظارت مي كشم ...

 

در نگاهِ... سبز باغو....

 

اين سكوت و ...بي كسي ...

 

دير كردي... اي دِلارا...

 

انتظارت مي كشم...

 

اللهم عجل لولیک الفرج

https://telegram.me/joinchat/BdO8_zzpzaGBbSkUDUgP0Q

تالارمهدى باوران


موضوعات مرتبط: اشعار مهدوي
[ شنبه سوم بهمن 1394 ] [ 20:47 ] [ سیده ضیاءتبار ]

♨️بسم رب المهدی♨️

 

آقا جانم یا صاحب الزمان 

جانا غم هجر تو کشیدن تا کی 

همه را دیدن و روی تو ندیدن تا کی 

گوش وجان خسته شد از بس سخن غیر شنید 

صوت زیبای تو مولا نشنیدن تا کی 

دل عشاقِ غمینت همه جا در طلب است 

دیگر اقا به وصالت نرسیدن تا کی

در میان همه عالم تو غریبی مولا 

در جمع خودی غریب ماندن تا کی

صبر هم دیگر از این غصه بفریاد امد 

قصه درد و غم و ناله شنیدن تا کی 

دنیای بشر پر شده از ظلم وستم 

در محضر حق پرده دریدن تا کی

بی تو ای نور خدا عالم ما تاریک است 

خورشیدعشق،طلوع کن ندمیدن تا کی

اللهم عجل لولیک الفرج


موضوعات مرتبط: اشعار مهدوي
[ پنج شنبه اول بهمن 1394 ] [ 22:2 ] [ سیده ضیاءتبار ]

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم

سالها منتظر روی برادر بودم

 

بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟

من اگر منتظر روی برادر نباشم چه کنم؟

 

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است

این همه راه بیایم، تو نیایی سخت است

 

یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم

سال ها می شود و از پیرهنش بی خبرم

 

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم

با تن خسته و با قد خمیده رفتم

 

بنویسید همه دور و برم ریخته اند

چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

 

چقدر مردم این شهر ولایی خوبند

که سرم را نشکستند، خدایی خوبند

 

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد

به خداوند قسم بال و پرم سنگ نخورد

 

چادرم دور و برم بود و به پایی نگرفت

معجرم روی سرم بود و به جایی نگرفت

 

من کجا شام کجا، زینب بی یار کجا؟

من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟

 

السلام علیک یا فاطمه المعصومه


موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ پنج شنبه اول بهمن 1394 ] [ 15:19 ] [ سیده ضیاءتبار ]
........

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم
تا کجا بی خبر از حال تو باشم
تقدیم به تنها ترین ستاره قلبم
می دانم كه كویر خلوت دلم نیاز به جرعه آبی دارد تا خود را با آن سیراب نمایم
در قلبم غوغایی است غوغای عشق تو ، می دانم كه مرا به حال خود وا نمیگذاری و مرا همیشه با خود همراه می سازی
بگذار تا به وسعت قلب پرمهرت زلالی عشقت را دست یابم وسرشار از شادی شوم
عزیز دلم می خواهم بادریچه ی نگاههای محبت آمیزت با دلی سیر به تماشایت نشینم و از عمق نگاهت سیراب شوم ؛تو در پاسخ به عشقم همیشه سكوت را اختیار كردی و هرگز به خود اجازه ندادی كه از لبانت شكوفه های عشق و محبت بیرون بیایدو بوی عطر خوش آنان مرا مدهوش كند
ای رویای دیرینه ی من بگذار باران عشقت بر من ببارد تا من در زیر این باران زیبا خود را سیراب نمایم وبرایت همچون زلیخای یوسف باشم
بگذار مروارید دل من توباشی ومن صدف .وای دریا بدان و که من او را چگونه دوست داشتم
عشق من در مهتاب آسمان دلت شعله كشید.
توی آسمون قلبم یه ستاره مونده تنها
امکانات وب
مهدویت امام زمان (عج) دانشنامه عاشورا آیه قرآن 
کد موزیک آنلاین برای وبگاه

فال حافظ

زیر باران

code]
[code/] کد های جاوا اسکریپت کد های جاوا اسکریپت