>

تنهاترین ستاره
نويسندگان
لينک دوستان

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

نظرسنجی

ديدگاه شمادرموردوبلاگ تنهاترين ستاره چيست ؟
عالى
خيلى خوب
خوب
متوسط
ضعيف



جستجو

دوستان من

مرحوم میرزا جواد آقای تهرانی« رضوان الله تعالی علیه » از علماء رده اول مشهد واز شاگردان مرحوم میرزا مهدی اصفهانی بود . آقا میرزا جواد آقا به مقام خلع رسیده بود  ؛ یعنی بدنش را یعنی بدنش را در مشهد می گذاشت وخودش به مکه وکربلا واین طرف وآن طرف می رفت ودوباره بر بدن ملحق می شد .نقل از ایشان یک شب در مشهد جایی مهمان بودند وبرای بازگشت نیم ساعتی دیر کردند کلید منزل هم پیش ایشان نبودتا  داخل منزل شوند این بود که امامه شان را در آوردند وکنار دیوار روی خاک خوابیدند وعبا ی شان را روی خود انداختند آنان که ایشان را می شناختند واز کوچه رد می شدند می دیدند ایشان خواب است وبیدارش نمی کردند وبالأخره یکی از آنها که اهل سحر بودند وبه حرم می رفتند یک ساعت مانده به اذان صبح ایشان را دیدند که خاک مالی شده اند پرسید:آقا،چرا این طور شده اید ؟ فرمود : این جا خوابیده بودم . گفت :مگر در خانه کسی نیست ؟ فرمود : چرا ، ولی همسر من ده ِشب می خوابد ویک ساعت و نیم به صبح بیدار می شود . من اگر در می زدم، ایشان از خواب بیدار می شد واین ظلم بود به من هم نگفته بود اگر دیر آمدی بیدارم کن افزون بر این ، همسر من سیده است ومن در آزار ایشان تحمل جواب قیام را ندارم . همچنین گفته اند ایشان در تشییع جنازه همسر شان که زود تر از ایشان از دنیا رفت جلوی جنازه نیومدند بلکه در پس آن ایستادند در حالی که علما همیشه جلوی جنازه حرکت می کنند هر چه به ایشان اسرار کردند که جلوبروند نپذیرفت وگفت این بی احترا می است من در ایام حیاط شان از بالای سرا یشان هم رد نشدم .این نمونه ای از آراستگی به معرفت وسلوک همسر منتظرمی باشد.      

     

 

 



-سیری در معارف اسلامی (5) مجموعه آثار 64 ص 205  متن سخنرانی های استاد حسین انصاریان .


موضوعات مرتبط: کبوتران منتظربه همراه سلوک مهدوی
[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 18:3 ] [ سیده ضیاءتبار ]

 در شهر بصره يك خانمى به نام شعوانه بوده كه مجالس عيش و طرب مردم را گرم مى‏كرده است. روزى براى برگزارى مجلس لهو و لعب از مسيرى با همكارانش مى‏رفته كه صداى ناله زيادى به گوش مى‏رسد، به يكى از كمك كارهايش گفت: برو ببين چه خبر است. كنيز رفت و بر نگشت. به دوّمى گفت: اولى رفت براى ما خبر بياورد نيامد، شما برو ببين چه خبر است. دوّمى هم رفت برنگشت، به سومى گفت: شما برو ببين چه خبر است، رفت و آمد و براى اين زن تعريف كرد كه: خانم! اينجا مجلس مردگان نيست، اينجا مجلس زنده‏ها است و ماتم زنده‏ها ديدنى است. خودش راه افتاد آمد.


موضوعات مرتبط: نکات اخلاقی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 15:40 ] [ سیده ضیاءتبار ]

حکمت

خداوند طوطی را همانند کلاغ زشت آفرید ،طوطی اعتراض کرد وزیبا شد اما کلاغ راضی بود به رضای خدا ،

 

امروز طوطی به خاطر زیباییش در قفس است وکلاغ آزاد


موضوعات مرتبط: نکات اخلاقی
[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 15:24 ] [ سیده ضیاءتبار ]

اگر همسر شما در اثر فشار کار ، سخنان دلسرد کننده ای می گوید معنی اش آن نیست که به آخر خط رسیده اید . معنی اش آن است که همسر مورد علاقه شما به محبت و حمایت بیشتری نیاز دارد.


موضوعات مرتبط: زندگی مهدوی
[ پنج شنبه نوزدهم تیر 1393 ] [ 18:48 ] [ سیده ضیاءتبار ]

 

مثل آن آقایی نباشیم که آمده بود در کربلا، دیگر وقتی همه کشته شدند و همه افتادند در روی زمین و شهدا زیاد شدند، آمد به امام زمانش گفت که من با شما یک عهدی بسته بودم و اوفوا بالعقود. من از شما میخواهم که به عهدتان ملتزم باشید. گفتند که عهدتان چیست؟ گفت که شما با من عهد بستید و من هم با شما عهد بستم که تا زمانی که شما پیروز میشوید در رکاب شما قدم بردارم. درسته؟ خب نگاه کنید شما، همه افتاده اند روی زمین، لشکر خصم هم بر شما غلبه دارد، و شما عنقریبه که یا اسیر میشوید یا کشته میشوید. لذا اگر اجازه بدهید به عهدتان عمل کنید اجازه ی ترخیص به من بدهید تا من بروم. حضرت گفتند درست هست من عهد با تو بستم تو برو. ولی یک سؤالی من از تو دارم: توی این هیرو ویری که از هر طرف نیزه و تیر و اینها داره میاد، تو چطوری میخوای بری؟ گفت من قبلاً یه اسبی رو پشت یکی از تپه ها قایم کردم و زین کردم اون آماده هست. و مسیر رو هم تعیین کردم. تا این جمله را گفت امام فرمودند :تو از اول با ما نبودی. چون از اولش به فکر رفتن بودی. 
حالا واقعاً ما اسب زندگیمونو کجا زین کردیم؟ درمقابل امام یاپشت امام؟

 


موضوعات مرتبط: تلنگرمهدوی
[ شنبه چهاردهم تیر 1393 ] [ 18:23 ] [ سیده ضیاءتبار ]

"دوست داشتن مثل ايستادن روي سيمان خيس است هر چي بيشتر بموني رفتنت سخت تر ميشه و اگر رفتي جاي پاهات براي هميشه مي مونه


موضوعات مرتبط: دلنامه
[ جمعه سیزدهم تیر 1393 ] [ 15:50 ] [ سیده ضیاءتبار ]


موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ پنج شنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 14:11 ] [ سیده ضیاءتبار ]

حضرت محمد(ص)فرمود:

هرکس سوره فتح رادرشب اول ماه رمضان سه باربخواند خداونددرهای رزق وروزی راتارمضان سال بعد به روی او می گشاید .

به دیگران هم بگویید.

(شادی روح تمام پدران ومادران از دست رفته صلوات)

تفسیرالبرهان ج 5 ص 177

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 


موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 18:3 ] [ سیده ضیاءتبار ]

بهترین روزهایت را به کسانی هدیه کن 
که بدترین روزها در کنارت بوده اند 


موضوعات مرتبط: تلنگرمهدوی
[ پنج شنبه پنجم تیر 1393 ] [ 16:40 ] [ سیده ضیاءتبار ]

خدایا! 

دیگر به جهنمت نیازی نیست!! 

روزگاری شده که ما آدمها همدیگر را بهتر می سوزانیم با تهمت،غیبت ،دروغ ،قهروکینه ،دشمنی ...!!!


موضوعات مرتبط: نکات اخلاقی
[ چهارشنبه چهارم تیر 1393 ] [ 7:54 ] [ سیده ضیاءتبار ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم
تا کجا بی خبر از حال تو باشم
تقدیم به تنها ترین ستاره قلبم
می دانم كه كویر خلوت دلم نیاز به جرعه آبی دارد تا خود را با آن سیراب نمایم
در قلبم غوغایی است غوغای عشق تو ، می دانم كه مرا به حال خود وا نمیگذاری و مرا همیشه با خود همراه می سازی
بگذار تا به وسعت قلب پرمهرت زلالی عشقت را دست یابم وسرشار از شادی شوم
عزیز دلم می خواهم بادریچه ی نگاههای محبت آمیزت با دلی سیر به تماشایت نشینم و از عمق نگاهت سیراب شوم ؛تو در پاسخ به عشقم همیشه سكوت را اختیار كردی و هرگز به خود اجازه ندادی كه از لبانت شكوفه های عشق و محبت بیرون بیایدو بوی عطر خوش آنان مرا مدهوش كند
ای رویای دیرینه ی من بگذار باران عشقت بر من ببارد تا من در زیر این باران زیبا خود را سیراب نمایم وبرایت همچون زلیخای یوسف باشم
بگذار مروارید دل من توباشی ومن صدف .وای دریا بدان و که من او را چگونه دوست داشتم
عشق من در مهتاب آسمان دلت شعله كشید.
توی آسمون قلبم یه ستاره مونده تنها
امکانات وب
مهدویت امام زمان (عج) دانشنامه عاشورا آیه قرآن 
کد موزیک آنلاین برای وبگاه

فال حافظ

زیر باران

code]
[code/] کد های جاوا اسکریپت کد های جاوا اسکریپت